تفاوتها
انسان برای تشخیص درستی یا نادرستی یک راه باید به پیروان آن نگاه کند. اعتبار حرکتها از پیروانش قابل تشخیص است.
چقدر فرق است بین انقلابی که برای یافتن انقلابیهایش باید مساجد را میگشتی و مثلاً انقلابی که برای یافتن انقلابیهایش باید دودخانههایی مثل کافهها و قهوهخانهها را بگردی!
چقدر فرق است بین انقلابی که جوانانش با زیارت عاشورا و روضه حسین مظلوم شور میگرفتند و دیگری که انقلابیهای الکلیاش دود میگیرند یا مواد مصرف میکنند تا کور شوند!
چقدر فرق است بین انقلابی که دخترانش از دیده شدن چهرههایشان هم در جامعه شرم دارند و دیگری که عریان میشوند و به خیابان میآیند!
چقدر فرق است بین انقلابی که دخترانش آرزوی تشکیل خانواده و فرزندان زیاد دارند و دیگری که دخترانش آرزوی تعامل با پسران بیشتری در خیابان و مجرد ماندن و زندگی با سگ و گربه دارند!
چقدر فرق است بین انقلابی که شعارهای انقلابیهایش با نام «الله» زینت یافته و دیگری که شعارهایشان از فحشهای رکیک که انسان شرم دارد جایی بنویسد، خالی نیست!
چقدر فرق است بین انقلابی که انقلابیهایش کاوارهها و آبجوفروشیها را آتش زدند و دیگری که مساجد را آتش زدند!
چقدر فرق است بین انقلابی که اکثراً چهرههایی دارند که جای سجده و نور نماز شب دارد و دیگری که اکثراً چهرههای تاریکشده با دود و مستی و گناه دارند!
خیلی فرق است؛ خیلی...
خداوندا مرا در گروه اول قرار ده و از گروه دوم به دور دار...
سلام دکتر جان، میدونم که این جواب را نشان نخواهید داد، هرچند گفته اید اینجا یک رسانه ست، اما هر رسانه ای وقتی معنا پیدا می کند که ارتباط 2طرفه باشد نه به این شکل تنها یک طرفه، هر صحبت یک طرفه ای ناشی از تعصب است. فقط خواستم به این فکر کنید که آن نسل 57 در چه دورانی تربیت شدند؟ در آن دوران تلویزیون پهلوی با رقص و آواز بود الان هم ماهواره هست آن دوران مساجد بود الان مساجد هست به اضافه هزاران نهاد از جمله سازمان تبلیغات اسلامی و این نسلی که بوی الکل و قهوه و دود می دهند را چه کسی تربیت کرد؟ فقط ماهواره؟ پس نقش نهادهای ترویج دینی جمهوری اسلامی چه شد؟ آنهمه بودجه گرفتند که این شود؟ خواست مردم 57 چه بود؟ فقط دین چرا که کمبود آن را احساس می کردند. خواست مردم الان چیست؟ یه زندگی ساده و بدون فقر و عدالت. چرا اینهمه جوانهای ما آواره غربت شدند تا حاضر باشند در غربت زیر تحقیر اجنبی باشند اما زیر ناعدالتی و ظلم به نام دین قرار نگیرند، حداقل 10 میلیون آواره در این کشور و آن کشور داریم. با حقیقت چاره ای نداریم جز روبرو شدن اگر امروز روبرو بشی قسمت کوچکی از حقیقت زندگی شما را متاثر خواهد کرد و اگر در لحظه ی آخر با حقیقت روبرو بشی تنها آواری از موج بزرگ که هرچه سر به بالا بری و انتهای آن را نتوانی ببینی را خواهی دید. آنچه مردم را شورانده ناتوانی حکومتی به نام دین بوده، حکومتی که غرق در فساد و اختلاس و ناتوانی بوده، چند مسوول دیگر باید حتی در این سیستم فاسد که سعی در پنهانکاری دارد متهم و محکوم به فساد و اختلاس شوند؟ چند آقازاده باید محکوم به فساد شوند از فرزندان معاون اول قضاییه تا دختر وزیر سابق صمت تا رئیس بانک ملی و دو وزیر آقای رئیسی مرحوم در پرونده چای دبش، اینها محکومین همین حکومت هستند. به نظر شما اگر امام حسین زنده بود در کدام سمت قرار می گرفت در سمت مسوولینی که در کاخ ها زندگی می کنند یا مردمی که ماه هاست غذای درست و حسابی نخورده اند؟ شما از جامعه واقعی و زندگی مردم واقعی فاصله گرفته ای، امام حسین در زمان خود علیه امیرمومنان و رئیس حکومت اسلامی وقت قیام کرد این را از یاد نبر. با طرفداری از ظلم و ظالم آتش جهنم را برای خود نخر. شما با طرفداری از ظلم مقابل خدا قرار گرفته ای. دین و دیانت به چهره ی اسلامی و جای مهر نیست، دین به اعمال است. از پیامبر گرفته تا دختر او و تمامی امامان سختی مقابله با ظلم را به جان خریدند و از زندگی مرفهی که می توانستند بی دغدغه داشته باشند فاصله گرفتند و ناسزا و کشته شدن خود و فرزندانشان را به جان خریدند تا خدا از آنها راضی باشد، شما رضایت خدا را می خواهی یا رضایت حکومت فاسد را؟ اگر علی زنده بود با چه رویی می خواستی کنار حکومت و در مقابل امامت قرار بگیری؟ حاصل تمام راز و نیازهایت و تمام نمازهایت الان باید مشخص شود که چقدر به معنای واقعی دیندار بوده ای... خوددانی.... اینها را صرفا نوشتم چون شما را قلباً دوست دارم
سلام و احترام.
عزیز، اینکه نظری تأیید نمیشه معمولاً دلیلش اینه که پاسخ بهش ساعتها وقت میخواد و اگر بدون پاسخ تأیید بشه، باعث سوء تفاهم میشه و من متأسفانه فرصت کافی برای پاسخ ندارم.
از طرفی تا وقتی کسی رشتههای مختلف رو نخوانده باشه، نمیتونه اونطوری که باید استدلال و صحبت کنه و صحبت باهاش لذتبخش نیست.
مثلاً شما در چه سطح تحصیلات هستید و در چه رشتهای درس خوندید که اینطور راحت مشکلات رو ریشهیابی میکنید؟
مگه ریشهیابی مشکلات به این سادگی هست؟ اگر به همین راحتی بود، پس از ۱۲۴ هزار پیامبر، خیلی راحت همه آدم شده بودند...
در بیمحتوا بودن حرفهای شما (ببخشید رک حرف میزنم، در مقاطع بالا یاد میگیرید که ما در علم رودربایستی نداریم. اگر حرفی بیمحتواست بیپرده میگیم):
مثلاً میفرمایید: مردمی که در خیابان هستند، فقیر هستند! میخواهید دهها مورد بیارم جلو شما که پدر و مادر و فرزند هر کدوم جداگانه شاسیبلند دارند؟ نیمی از شهر ما به نام پدر یکی از همین اغتشاشگرهاست. شاگردان اغتشاشگری دارم که پول از سر و روشون میباره. (سلبریتیها هم که نمونه دیگه از پولداران اغتشاشگر هستن!)
پس این حرف شما بدون پژوهش و مدرک بود.
همین مشت میتونه نمونه خروار باشه و من باید با شنیدن همین حرف از شما دیگه ادامه ندم اما کمی بیشتر ادامه میدم:
گفتید مردم ماههاست غذای درست و حسابی نخوردن! نامردید اگر لیست غذاهای یک هفته اخیر خودتون رو اینجا بدون دروغ ننویسید...
ما خودمون امشب خونه مادرم قیمه خوردیم، ظهر ماکارونی داشتیم و آشجو هم مادرخانم آورده بود مجبور شدیم از هر دو زورکی بخوریم و اونقدر زیاد بود که فردا دوباره باید بخوریم. دیروز تن ماهی و...
و هر روز به همین صورت...
شما هم احتمالاً بهتر از ما خوردید چون ما اکثر شبها نون و پنیر میخوریم و روزها هم خیلی ساده. من با اینکه الحمد لله وضعمون عالیه اما به شدت به خانواده سخت میگیرم که بسیار کم و ساده غذا بخوریم چون هم کمخوری یعنی تناسب اندام و هم جوری زندگی میکنیم که اگر قرار شد در شعب ابیطالب هم زندگی کنیم و یک هسته خرما رو نوبتی بمکیم، به غذای زیاد و خیلی خوب عادت نکرده باشیم که بهمون فشار بیاد و فریاد بزنیم «مرگ بر محمد!» «مرگ بر اسلام!»
الحمد لله یارانه و کالابرگ هم که میدن و نه تنها آب و برق و گاز و تلفن و موبایل، بلکه غذای ماهانه رو هم دولت داره رایگان میده...
گفتید فساد هست... خوب، احتمالاً باید در این مورد به خدا شکایت کنیم، چون شیطان رو آفریده. شیطان هم که قسم خورد همهتون رو به فساد دعوت خواهم کرد...
خوب، پس فراموش نشه: تا قیام قیامت فساد خواهد بود. هیچ کس نخواهد توانست فساد رو ریشهکن کنه. هیچ دولتی در هیچ کشوری نیست که خود حاکم یا اطرافیانش فساد نداشته باشند. فساد همه جا هست. هیچ کس هم ادعا نکرده که به محض اینکه جمهوری اسلامی شد، از فردا یا پسفرداش فساد ریشهکن خواهد شد! حله؟ اما فرق جمهوری اسلامی با مثلاً آمریکا چیه؟ فرقش اینه که حاکم اصلی اولاً خودش از فساد به دور هست چون اگر فساد کنه، در ثانیه از ولایت فقیهی خلع میشه و ثانیاً نهایت تلاشش رو برای حذف فساد میکنه... همین و بس! اما آمریکایی رو میبینیم که حاکم اصلی قمارخونه داره، پرونده فساد جنسی با دختران نوجوان داره و و و
پس هر وقت گفتن فلان وزیر جمهوری اسلامی فاسد بوده و... شما اینطور بگید: نتیجه میگیریم که شیطان در حد وزیر حکومت اسلامی هم نفوذ میکنه... پس من باید خیلی مراقب خودم باشم. همین و بس. بقیه رو بسپرید به قوه قضائیه و... که آبروی اونها رو ببرند و مالها رو برگردونن، همونطور که تا الان این کار رو کردن و بسیار بسیار از اونها ممنونیم.
اگر نتیجهای جز این بخواهید بگیرید، وارد «فرافکنی» میشید... فرافکنی یعنی من بدبختم چون وزیر فاسدی داشتیم! و «دشمن از همین فرافکنی جوانان استفاده کرد و اونها رو هیجانی کرد»... شما بدبختید چون حکومت فاسد است!
ولی اگر جوانان روانشناسی خونده بودن، میدونستن که «یک انسان فرافکن در پیشرفتهترین کشور دنیا هم گدای اون کشور خواهد بود»...
اونقدر حرفها میاد توی ذهنم که بنویسم اما حیف که پیر شدم و حوصله جوانی رو ندارم که بنشینم ساعتها پشت این گوشی و تایپ کنم! :)
بگذریم...
عزیز دل، بقیه صحبتهای شما هم هیجاناتی هست که روانشناسانِ باسیاستِ ماهوارهها و شبکههای اجتماعی که میدونستن ایرانیها خیلی روانشناسی علمی بلد نیستند و خودشون خودشون رو علامه دهر میدونن، استفاده کردند و در بوقها گفتند و شما ضبط کردید و بین هم فروارد کردید و پخش کردید و شور شیطانی گرفتید و طغیان کردید... بدون اینکه منطق و فلسفه و استدلال و روانشناسی و الهیات و برنامهنویسی و... بلد باشید و بتونید پاسخ شبهههاشون رو با چند جمله ساده بدید... مثلاً ماهواره میگه در جمهوری اسلامی فساد هست... پاسخ: خوب باشه، مگه قرار بوده هرگز نباشه؟ جایی هست که نباشه؟ نه، پس اینجا هم استثناء نیست... اما اینجا چقدر هست در پیشرفتهترین کشور دنیا یعنی آمریکا چقدر هست؟ اونجا خیلی خیلی خیلی بیشتر هست... پس جمهوری اسلامی در مبارزه با فساد موفق بوده، بنابراین الحمد لله که در چنین کشوری زندگی میکنیم، پس: شاداب و با امید و با انرژی و بدون توجه به حاشیهسازی شیاطین و بدون اغتشاش و ایجاد استرس، به همین جمهوری اسلامی کمک میکنیم که در این مبارزهش موفقتر باشه...
هر وقت شبهههای مشابه رو مطرح کردن، سریعاً از یک زاویه دیگه به موضوع نگاه کنید، احتمالاً زاویه اول که به ذهنتون میاد همون ترفند روانشناسی هست که اونها برای گول زدن شما ازش استفاده کردن...
مثلاً الان از فردا شروع میکنن این شبهه رو مطرح کردن: جمهوری اسلامی چند صد نفر رو کشت... الان شما تلاش کنید برای این شبهه ضدشبهه مطرح کنید؛ مثلاً:
خوب، کشته باشه، مگه نباید میکشته؟ اگر یه نفر حمله کنه که سلاح رو از دست نیروی نظامی بگیره که خود اون نیروی نظامی و دهها نفر دیگه رو بکشه، باید ایستاد و نگاه کرد؟ اگر نمیکشت خیلی بیشتر کشته میشدند.
نه، آخه فامیل ما اون کنار ایستاده بوده!
فامیل شما نباید به اون صحنه نزدیک میشد... بازی اشکنک داره، سرشکستنک داره!
نه، آخه رد میشده بره خونهشون، خوب، باشه، دیگه بهتر، فامیل شما شهید حساب خواهد شد و بهترین جایگاه رو در قیامت خواهد داشت. در جنگ هر اتفاقی ممکنه بیفته. ممکنه مثلاً من میام آرپیجی بزنم به دشمن، ناگهان به هر دلیلی همونجا میترکه و دو نفر از نیروهای خودی کنار من میمیرن، باشه، مشکلی نیست، اونها هم شهید هستند. این چیزها در جنگ پیش میاد...
آخه، در کشورهای دیگه اینجوری نیست... خوب باشه، بهجاش کشورهای دیگه یه دفعه یک بمب اتم میندازن روی سر مردم هیروشیما و ناکازاکی و... ۲۵۰ هزار نفر رو در یک ثانیه میکشن... یا دهها هزار نفر رو در غزه و لبنان و... میکشن؛ یا اروپاییهای متمدن دو جنگ جهانی رو راه میاندازن و میلیونها انسان رو به کشتن میدن... برای اون کشتهها خونخواهی نمیکنی؟
به هر حال، هر شبهه، موضوع خوبی برای فکر کردن و تقویت استدلال هست...
نوشتن این پاسخ، بیش از یک ساعت از وقت خواب شب من رو گرفت و من احتمالاً نماز شب رو بیحال و در حالت خوابآلود خواهد خواند :(
موفق باشید