تصادفشناسی
اگر یک ماشین تصادفی دیدید... اگر از پشت بهش خورده بود، ۹۰درصد راننده زن بوده، اگر از جلو زده بود، ۹۰درصد راننده پسر جوان بوده، اگر از کنارها خورده بود، ۹۰درصد پیرمرد بوده...
اگر این سه اصل رو بدونید، ۱- از پشت ماشین راننده زن بسیار فاصله میگیرید یا ازش سریع سبقت میگیرید؛ چون هر لحظه حتی وسط آزادراه ممکنه ناگهان بزنه روی ترمز و توقف کامل کنه (بیخود نیست اسلام میگه مکروهه که مرد پشت یک زن حرکت کنه! حتماً یه چیز میدونسته!) ۲- هر طور هست ماشین پسر جوانی که پشتتون چسبونده و میاد رو راه میدید که سریع سبقت بگیره و رد بشه و شر بخوابه... ۳- به چپ و راست یک راننده مسن نزدیک نمیشید...
مهمترین نشانه انسانهای احمق
انسانهای احمق نشانههای مشترکی دارن؛ مثلاً: همهشون معتقدند اگر کسی به جایی رسیده از دو حالت خارج نیست: یا خوششانس بوده یا پارتی داشته! یا مثلاً همهشون به خرافاتی مثل تخممرغ چشمزخم و... اعتقاد شدید دارن.
اما به نظر من، بدترین نشانه احمقها اینه که حرف اشتباه و گاهی دروغی رو میگن و در ابتدا خودشون میدونن که اشتباه و دروغه اما بعد از مدتی خودشون هم باورشون میشه!!!
ای خری کاین از تو خر باور کند
خویش را بهر تو کور و کر کند
(مولانا)
تناقض
زن همسایه داریم که اگر بگی نماز و قرآن بخون، به تأثیر از ماهواره میگه «دست بردارید از این خرافهها!»، همین همسایه جلو خونهشون تخممرغهایی که هر روز برای چشمنخوردن شکسته تلنبار شده! (ماهواره هرگز تخممرغ شکستن رو خرافه اعلام نخواهد کرد!)
به این میگن تناقض...
هر وقت در زندگی به تناقض رسیدید یعنی راهی که میرید اشتباهه...
کلک برتر
چقدر زیبا:
هیچ کلکی بالاتر از درستکاری نیست!
(ضربالمثل ترکی با نقل آیتالله عامری، برنامه سمت خدا، ۱۹ / ۶ / ۱۴۰۵)
دنیای بیارزش
تصور کن: پسر همسایه طی ماههای اخیر سرباز بود... پدر و مادرش کلی نگران بودند که نکند پسرمان در این جنگ کاریش شود و آرزو و تلاش کردند که زودتر سربازیاش تمام شود و برگردد خانه... چند روزی بود که برگشته بود خانه... حالا خبر آمد که با موتور با سرعت بالا میرفته، تصادف کرده و مرده!!
ارزش دارد این عمر بیارزش با چیزی جز شهادت ختم شود؟
حج
به لطف خدا و برکت پولهای مشتریان، امروز الحمد لله فیش حج واجب را خریدم و اگر خدا عمر داد احتمالاً سال بعد مشرف شوم.
از دوازده سالگی که داستان مشهور مرحوم نخودکی را شنیدم، نماز جماعت و نماز شبم (تا ممکن بود) ترک نشد. اگر إن شاء الله حج هم مشرف شوم، اعتراف میکنم که فرمول مرحوم نخودکی بینقص بود؛ میماند عاقبتبهخیری که در برخی داستانهای مشابه ذکر شده:
پیر مردی تهرانی نقل می کرد ، در ایّام نوجوانی برای زیارت حضرت رضا (ع) به مشهد رفته بودم ، در ضمن خیلی مشتاق بودم مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی (ره) را از نزدیک ببینم و از او دستور العملی برای آینده زندگیم بگیرم ، او را در قریه ی نخودک مشهد پیدا کردم ، در باغچه ای که داشت با پیراهن و زیر شلوار نشسته بود ، سلام کردم ، جواب فرمود ، عرض کردم جناب شیخ من سه خواسته دارم ، آمده ام راه فراهم شدن آنها را به من نشان دهید . اول : می خواهم در طول زندگیم ، کسب و کار آبرومند ی داشته باشم و از راه حلال ارتزاق کنم . فرمودند : نماز اول وقت بخوان . دوم : از خدا می خواهم یک همسر صالحه و عفیفه به من بدهد که مادر شایسته ای برای اولادم باشد . فرمودند : نماز هایت را اول وقت بخوان . سوم : عرض کردم دلم می خواهد در جوانی به حج مشرّف شوم . فرمودند : نماز اول وقت ، نماز اول وقت!! از جناب شیخ خدا حافظی کردم و با شروع دستور العمل شیخ به تهران بازگشتم ، طولی نکشید در سال اول به شغل آبرومند و خوبی دست یافتم ، در سال دوم وسائل ازدواجم با دختری متدیّن و عفیفه فراهم شد و در سال سوم جوانیم بود که مستطیع شدم و به حج مشرّف شدم .
پریشب با ذکرا با آداب خاصی استخاره کردم که خدایا با این پول اضافه بروم حج یا کار اقتصادی کنم؟ (ته دلم این بود که یک صفحه مبهم میآید، پول را میبرم جایی سرمایهگذاری و...) صاف صفحه ۳۳۷ آمد!! سوره حج با کلمه «اُذِنَ» [اجازه داده شد] در ابتدای صفحه!! شاخ درآوردم!
----
در فاجعهبارترین دوران مدیریتی ایران (سال ۹۶ و ۹۷ دولت روحانی) با عنایت خداوند بهترین پنتهاوس و ماشین رو خریدم، در بدترین دوران اقتصاد جهان (کرونای ۹۹ و ۱۴۰۰) با مدد خداوند زن گرفتم و باغ خریدم و در بدترین دوران تورمی ایران إن شاء الله حاجی خواهم شد... حالا باز برو قیمت دلار رو چک کن و فکر کن که قیمت دلار و طلا و دانش اقتصادی تو و... عامل روزی است!!
فرمول قبض و بسط نعمت
پس از چهل سال «فرمول قبض و بسط نعمت خدا» را کشف کردم:
نعمتی را میدهد (فرزند، ماشین، باغ، شغل، مقام و...)، چند سالی صبر میکند:
دو حالت دارد:
۱- با آن نعمت «اراده عُلُو» میکنی => پس میگیرد
۲- با آن به خدا و خلقش خدمت میکنی => بسط میدهد
How do I look?
قانون ۱۸-۴۰-۶۰ میگه:
در ۱۸ سالگی: فکر میکنی همه دارن در موردت فکر میکنن و قضاوتت میکنن.
در ۴۰ سالگی: میفهمی که آنقدرها هم کسی حواسش به تو نبوده.
در ۶۰ سالگی: تازه میفهمی اصلاً هیچکس از اول هم به تو فکر نمیکرده!
در سن ۴۰ سالگی هستم و تا اینجاش رو تأیید میکنم!
منبع: کتاب دیوانگان کارآفرین از دارن هاردی
روزیرسان
میگه: استاد، بدون اینترنت چجوری کار میکنید؟
میگم: یعنی میخوای بگی اینترنت روزیرسان من بوده!؟
________
ما که شغل و رشته و تدریسمون بر اساس اینترنت هست اونقدر مشتاق باز شدنش نیستیم که بعضی نوجوانان و جوانان برای علافی و بدبختی در اینترنت مشتاقش هستند!
تأثیر شگرف درون بر بیرون
معتقدم: درونیات حتی بر اسکلتبندی بدن تأثیر میگذارد! (نه تنها بر چشم، پیشانی، ریش، مو، لبها و دهان و زبان، تون و پیچ صدا، بلکه بر اسکلتبندی!)
(میخواستم به جای «درونیات» بنویسم «اعتقادات» اما این متن در حالی به ذهنم رسید که در صف اول نماز جماعت بودم و دیدم دو طرفم دو نفر نشستهاند که اگر بپرسی میگویند «به خدا و اسلام و... اعتقاد دارم» اما من میدانم که در درونش نکبت تنفر از دین مردابی تشکیل داده و فقط چون بازنشسته شده و جایی ندارد که برود میآید مسجد و حالا دم گور، دیندار صف اول نماز جماعت شده!)
اگر این ادعا که درون بر بیرون تأثیر میگذارد درست باشد که شک ندارم که درست است، پس در هوش مصنوعی که ما به روح (درون) دسترسی نداریم، میتوانیم با تحلیل ظاهر (بیرون) پی به بسیاری مسائل ببریم.
و اینکه این شعر فکر نمیکند درست باشد:
ما درون را بنگریم و حال را ... نی برون را بنگریم و قال را
مگر اینکه ما فقط به خدا اشاره کند که «یعلم الغیب...».
تاریخ تکرار میشود
چقدر زیبا گفتند که تاریخ تکرار میشود!
ما پیامبر (امام خمینی) را دیدیم.
ما علی (امام خامنهای) و زهرا (همسر ایشان) را دیدیم.
ما مجتبی را دیدیم...
ما عاشورا (گودال قتلگاه امام خامنهای و خانوادهاش) را دیدیم.
ما جنگ احزاب را دیدیم.
ما جنگ احد (و خیابانهایی که حکم تنگه را دارد) دیدیم.
ما ملائکه جنگ بدر را در بین مردم دیدیم.
ما شعب ابیطالب را دیدیم.
ما اصحاب فیل و پرندگان ابابیل را دیدیم.
ما قوم لوط را دیدیم.
ما هبوط آدم را هم دیدیم...
تأثیر مال حلال و حرام
هر روز که میگذرد بیشتر به تأثیر مال حلال و حرام در رفتار و عملکرد انسانها مطمئنتر میشوم. مالحلالخورده حتی اگر مدتی (بر اثر حمله شیطان) منحرف شود، باز توبه میکند و به مسیر حق برمیگردد و مالحرامخورده حتی اگر مدتی (احساساتی شود یا نعمت بزرگی به او برسد و به هر دلیل دیگری) در مسیر حق قرار گیرد، باز در نهایت از مسیر حق توبه میکند و به مسیر ضلالت خود برمیگردد...
و این همان حرف حسین است: بطونکم مُلئت من الحرام!
در دوران جدید انقلاب، رهبر و دولت باید زمینههای حرامخواری مردم را حذف کنند وگرنه هر روز زامبیهای یزیدی که سر حق و حقیقت را ببرند بیشتر خواهند شد... (وام روی وام، رشوه، خمس و زکات ندادن و...)
دعا برای افراد باسلیقه
هیچ کس به اندازه من انسانهای باسلیقه رو دعا نمیکنه.
وقتی میبینم یه نفر ماشین خوب سواره و تمیز نگه داشته شروع میکنم: خدایا چرخش براش بچرخه، خدایا این انسان لیاقت زیبایی رو داره، دل خرج کردن برای باسلیقه زندگیکردن رو هم داره، بهترش رو بهش بده. خدایا شهر و کشورمون رو با این ماشین زیبا کرد، تو زیبایی رو دوست داری، سیرت و صورتش رو زیبا کن. خدایا بر برکت مال حلالش بیفزا...
وقتی میبینم یه نفر باغ یا ویلا یا خونهش رو باسلیقه و زیبا ساخته، به همین صورت: خدایا این شخص باعث زیبایی این شهر و کشورمون شده، زیباترینها رو در دنیا و آخرت نصیبش کن، مالش رو حلال کن و بر برکت مال حلالش بیفزا و خلاصه کلی دعا... اگر مغازهای رو زیبا درست کرده باشه و چیدمانش رو زیبا کرده باشه یا شرکت یا شخصی که یک محصول زیبا و قرص تولید کرده که صد تا دعا توی دلم براش میکنم. حتی برای کسانی که برای زیبایی سایتشون وقت گذاشتن... مردها و زنهایی که آراسته هستن (و نه جلف و مزاحم دیگران و یا شلوار پاره میپوشن و فکر میکنن زیبا شدن!). افرادی که خوشبو هستن...
خدا زیباست و زیبایی رو دوست داره... و من فکر میکنم خدا هم به این نوع افراد با دید خاصی نگاه میکنه و انسانهای بیسلیقه که باعث زشتی محیط میشن رو فقیرتر و بدبختتر میکنه.
اصول رانندگی!
معتقدم در رانندگی باید از سه نوع راننده ترسید: ۱- جوانان به دلیل رفتارهای هیجانی ۲- خانمها به دلیل احتیاط بیش از حد و عدم توجه به اطراف ۳- پیرمردها به دلیل کندی بیش از حد!
فقط در کنار رانندگان میانسال با خیال راحت برانید...
محافظ برق
آمدن کنتور رو هوشمند کردن، تا برق وصل شد، شوفاژ که تنها دستگاه خانه ما بود که محافظ برق نداشت، سوخت و چند صد هزار تومان خرج تعمیر شد :(
همین حالا بررسی کنید، اگر فقط یک دستگاه بدون محافظ برق در خانه دارید، محافظ بگذارید؛ نوسان برق بوردهای ضعیف را میسوزاند.
مشاوره شغلی
دانشجو ۲۳ سالشه، آمده میگه: استاد، آمدم مشاوره شغلی... گفتم احسنت، برای بچهت دیگه؟ میگه نه، برای خودم! هنوز ازدواج نکردم... گفتم: پسر خوب، حالا فرصت بود، چه عجلهاییه!؟ من گفتم آمدی بپرسی چطور از الان زندگی و رفتار کنم که بچههام ۳۰ سال دیگه فلان شغل رو کسب کنن...
و مشکل ما همینه! مشاوره شغلی برای فرد باید قبل از نطفهش شروع بشه؛ در حالی که الان در ۲۵ سالگی شروع میشه!!
کمدرآمدترین دوران
کمدرآمدترین دوران عمرم زمانهایی بوده که از «بخشش مالی» (صدقه، قرض، کمک، خمس و...) غافل بودهام!
درک کردم که چرا چکیده همه کتابهای موفقیت و انگیزش مالی یک عبارت است: «برای پولدار شدن باید پول را ببخشی»
مرگ مؤثر
مهمترین چیزی که از خداوند میخواهم «مرگ مؤثر» است. چیزی شبیه به مرگ «مهسا امینی» اما با ۱۸۰ درجه چرخش! مرگ او از مؤثرترین مرگها بود؛ بسیاری با مرگ او مُردند و به فنا رفتند... دوست دارم با مرگ من بسیاری احیاء شوند و به بقاء روند...
آمین یا رب العالمین
(او چه کرده بود که چنین مرگ مؤثر منفیای نصیبش شد؟ اگر بدانم، شاید انجام معکوسِ آن، فایده کند)
هیچ عادتی برای همیشه جذاب نمیماند!
جملات فوقالعادهای از کتاب عادتهای اتمی:
- هیچ عادتی برای همیشه جذاب باقی نمیماند.
- بزرگترین تهدید موفقیت، نه شکست، بلکه بیحوصلگی است. وقتی عادتها روتین میشوند، جذابیتشان را از دست میدهند و کمتر حس رضایت را به همراه دارند. در نتیجه از آنها خسته میشویم.
– وقتی انگیزه وجود داشته باشد، هر کس میتواند بهسختی تلاش کند. این توانایی پیشبرد کار در زمان بیحوصلگی است که تفاوتها را رقم میزند.
– حرفهایها به برنامهٔ خود پایبند میمانند؛ آماتورها میگذارند زندگی در برنامههایشان مداخله کند.
- تنها راه برای برتری یافتن این است که بیوقفه مجذوب کاری شویم که بارها و بارها آن را انجام میدهیم. باید عاشق بیحوصلگی و خستگی ناشی از آن کار شویم.
این جملات نه تنها در شغل، بلکه در مورد عبادات (مانند نماز شب) هم غوغا میکند!
پیشنهاد راجر فیشر
در دهه ۱۹۸۰، راجر فیشر، استاد حقوق در دانشگاه هاروارد و متخصص مذاکره و مدیریت منازعه، برای پایان دادن به تهدید هستهای، پیشنهادی را مطرح کرد:
اگر تصمیمگیرندگانِ پیامدهای انسانی، تصمیماتشان را مستقیماً از نزدیک تجربه کنند، احتمالاً نسبت به این تصمیمها با احتیاط بیشتری عمل خواهند کرد.
پیشنهاد او این است که کد مورد نیاز (برای راهاندازی سلاحهای هستهای) در کپسولی کوچک قرار داده و آن کپسول در نزدیکی قلب یک داوطلب کاشته شود.
داوطلبی که کپسول حاوی کد راهاندازی سلاحهای هستهای در نزدیکی قلبش کاشته شده است، چاقوی بزرگ قصابی با خود حمل میکند. اگر رئیسجمهور بخواهد از سلاحهای هستهای استفاده کند، تنها راه دسترسی به کد این است که با دستان خودش، آن داوطلب را بکشد...
- کتاب عادتهای اتمی
برای این روزها که ممکن است جنگ اتمی آمریکا و روسیه آغاز شود، مناسب بود...