هر کس کفش خودش را بدوزد...
پشت کفشم کمی پاره شده بود، جوری تعمیر و محکمکاری کردم که تا ده سال عمر کنه!

به شدت معتقدم:
کسی که کفش خودش را خودش بدوزد، ثروتمندترین فرد است!
یک کفش و یک دمپایی دیگرم را هم طی این چند روز تعمیر و محکمدوزی کردهام... شما بودید میانداختید دور اما من چند سال دیگر از آنها کار خواهم کشید.
به زودی یک دمپایی هم برای خودم درست میکنم. رویه را احتمالاً با قلاب میبافم یا از طناب کنفی استفاده میکنم و کفی را از دمپاییهای دورانداختنی استفاده میکند.
از بچگی پدر و مادر به ما یاد دادهاند که از تعمیر کفش گرفته تا لوازم برقی؛ اول خودتان سعی کنید که انجام دهید، اگر نتوانستید سراغ متخصص بروید...
آغاز برداشت
عاشق اواخر تابستان هستم...
ماه آغاز برداشت انواع محصول! از گردو و بادام و پسته و انجیر بگیر تا اسفند!
منتظرم زیتونها برسه بدم روغن زیتون بگیریم...


دوستانی که تجربه باغداری دارن: اگر کل باغ رو اسفند پخش کنیم، ممکنه با رشد علف مقابله کنن؟
هوش مصنوعی و برنامهنویسی
برخی میپرسند که هوش مصنوعی شغل شما برنامهنویسان را به خطر نینداخته؟
میگویم: اتفاقاً هوش مصنوعی به هیچ شغلی به اندازه برنامهنویسی کمک نکرده!
شربت و مربای شاهتوت
برنامه جمعه این هفته: چیدن شاهتوتهای فوقالعادهای به اندازه دو بند انگشت و شیرینتر از توت سفید! از درخت باغ برادر خانم...
شاهانهترین شربت و مربای امسال هم به لطف خدا رایگان شد.
تجربه حماقت
جمله جالبی بود:
«انگار هر سادهلوحی باید حماقت را خودش شخصاً تجربه کند!»
کتاب ثروتمندترین مرد بابل
وضعیت قرمز
جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۵، در ایرانمال این خبر بوده.
جستجو کردم ببینم این آقا که بوده...
کشوری که در آن هزاران نفر برای دیدن این فرد در صف انتظار بمانند، باید اعلام وضعیت قرمز فرهنگی کند!
خدا رحم کند به نسل آینده ما با تربیتشدگان پای یوتیوب و شبکههای اجتماعی با این نوع تأثیرگذاران...
ریسک بزرگ
بزرگترین ریسکی که در این سالها کردیم شاید عوض کردن سرور اصلی آفتابگردان به یک سرور بسیار بهروز بعد از حدود ده سال بود! تصور کنید: آفتابگردان ۲۲ ساله ناگهان از PHP5.6 به PHP8.5 کوچ کرد!!! برای هماهنگیهای مختلف، یک ماه است که شب و روز نداریم! (اگر هوش مصنوعی Claude و تغییر کدها با کمک آن نبود، شاید چند ماه طول داشت تا آفتابگردان دوباره بالا بیاید!)
قاعدتاً باید در بخشهای مختلف آفتابگردان با خطاهایی مواجه شوید، لطفاً اگر احساس کردید آن خطا از چشم ما دور مانده، از طریق تماس با ما اطلاع دهید...
اشکهایی که امروز میریزی...
چقدر این جمله زیبا و حقیقت است:
اشکهایی که امروز میریزی همان عرقهایی است که دیروز نریختی...
تازه فهمیدم چرا امروز اشک نمیریزم... چه عرقها که در کار و علم و دین و تجربه و فرهنگ و سلامتی جسم و روح و... ریختهام و الحمد لله.
(دیشب با دوچرخه از مؤسسه برمیگشتم، ناگهان رفیقی رو بعد از ۲۲ سال در خیابان دیدم... داد زد: «بَه، خوبی فلانی؟ ... لعنتی، تکون نخوردی!!!» نگویم که خودش که آن زمان پی هر شهوتی بود چقدر پیر شده بود! ... تا به حال چند دانشجو به زبان آمدهاند که: «استاد، بزنیم به تخته هر بار شما رو میبینیم جوانتر شدید!!» میگویم اگر شما هم مثل من آن همه سختی در نوجوانی و جوانی کشیده بودید جوانتر میشدید!!)
سهمیه امروز
سهمیهتون رو گرفتید؟
کدوم سهمیه؟
سهمیه خنده امروز :)
این جمله از کتاب فوقالعاده «راز شاد زیستن» که هر کس نشنود عمرش به فنا رفته را دوست داشتم:
آیا سهمیه خنده امروزتان را گرفتهاید؟ :)
تسبیح چوبی من
بعد از دو هفته کار و حدود ۲۰ ساعت سمباده زدن، تسبیح دوستداشتنیم از چوب درخت آلوی خدابیامرزمون آماده شد:

میخوام ادامه بدم شبیه تسبیح مجازی که ساختم بشه:
هر روز هزاران نفر به واسطه تسبیح آنلاین وارد آفتابگردان میشن...
تفاوت از زمین تا آسمان
دیروز مثل همیشه رفتم سر قنات که آب برای خوردن پر کنم. دیدم چند تا جوان از این جوانهای امروزی که خودشون رو خیلی آدم و باکلاس حساب میکنن (با خالکوبی و دود و با موتورهای پرصدا و ...) نشستن سر قنات... من رو که دیدن بلند شدن رفتن اون طرف، من آب پر کردم آوردم...
حالا طبعم نمیگیره از اون آب بخورم!! حس بدی پیدا میکنم!
تصور کن: یکی به جایی میرسه که مردم خودشون رو میکُشن که یه پارچه به تابوتش بکِشن و تا آخر عمر هر وقت نگاهشون به اون پارچه میافته، یاد عهدشون برای پاک بودن بیفتن و پیشرفت کنن... و یکی هم به اونجا میرسه که کنار آب روان که قرار میگیره، اون آب دیگه اون حس گوارا بودن رو از دست میده!
تفاوت از زمین تا آسمان است...
والاترین ذکر
والاترین ذکر که باید ورد زبان انسانهای آزاده باشد:
اللهم الْعَن قَتَلةَ الإمامِ الخامنهای
خدایا لعنت کن آنها که پاکترین انسان زمانه را با زبان یا شمشیر کشتند.
خدایا بدترین عذابهای دنیا و آخرت را بر کسانی که او و نظام اسلامی را به هر وسیلهای تضعیف کردند نازل کن.
خدایا آنها را عبرت آیندگان قرار بده.
روزی صد بار اینها را تکرار میکنم.
در ثواب و تأثیر مثبت «لعن بر ظالمان» نیازی به نوشتن و گفتن نیست... هر چه بیشتر لعن کنید خودتان و دیگران از رفتن به آن راهها بازداشتهتر خواهید شد.
آرامش حضور
اگر امروز در مراسم تشییع شرکت نمیکردم، مطمئنم یکی از حسرتهام در یومالحسرة میشد...
تصور کن میلیونها انسان یکدست پاک و معتقد که با یک پرچم سرخ و یک کولهپشتی سنگین، در هوای ۴۰ درجه (بهویژه زنان پاک میهن که با پوششهای بیشتر و طبیعتاً گرمتر)، از کیلومترها اونطرفتر آمدن که ارادتشون رو به «پاکی» و «پاکترین انسان زمانه» نشون بدن، وقتی یکجا جمع بشن چه انرژی وصفناپذیری در اون جمع نهفتهست...
کیف کردم... انگار که خودم رو در معرض نسیمی از بهشت قرار دادم...
با وجود این همه انسان پاک، خیلی به آینده ایران امیدوارتر شدم. فکر میکردم شیطان خیلیها رو با خودش همراه کرده اما فعلاً فطرتهای پاک که حرف حق بر اونها مؤثر واقع بشه، فراوان هستند... (و البته که شیطان بهشدت در تلاشه تا یکبهیک، هر انسان رو با بهانهای به سربازان خودش اضافه کنه)
ممنون از همه کسانی که آمدند و این حس بهشتی رو در من و دیگران ایجاد کردند...
- دقت کردم، ساعت ۵ تا ۶ صبح، بین مداحیهایی که در مسیر پخش شد، این مداحی بیشترین تأثیر رو داشت و چنان بُغضی در صورتهای نورانی مردم مظلوم و پاک (بهویژه مردان میانسال) ایجاد میکرد که مطمئنم روح آقامون در اون لحظه داشت اون انسان رو در آغوش میگرفت و دلداری میداد که: «عزیزم، غم نخور، به خدای کعبه که من رستگار شدم... فقط شما و خانوادهتان مراقب شیطان و شیاطین باشید...»
- این نماهنگ هم فوقالعاده بود؛ آفرین به شاعر و حاج مهدی رسولی و این نماهنگ حاج محمود کریمی و این نماهنگ.
- زیباترین جملهای که درباره رهبر شهید ایران شنیدم: مردی که یک روز هم برای خودش زندگی نکرد... (صدها سال بعد خواهند فهمید این مرد عظیم که بود)
- اینکه گفته میشه «سیل جمعیت»، من تا امروز حتی در پیادهروی اربعین درک نکرده بودم!! ساعت ۶:۳۰ صبح به بعد جمعیت قفل شد و دیگه شما نبودی که تصمیم میگرفتی کدوم جهت بری! هر کجا سیل جمعیت میرفت، تو رو با خودش میبرد...
- خدا رو شکر که بر من منت گذاشت و توفیق این حضور رو بهم داد. تا آخرین لحظه که بعد از دو ساعت انتظار، بر یک اتوبوس واحد قدیمی بیکولر سوار بشیم شیطان داشت کار میکرد که توفیق رو ازم بگیره!؛ گرمه، برنامه ندارن، پات درد میکنه، صد تا کار داری، و کلی وسوسه دیگه... اما میدونستم و امروز بر من روشن شد که «إنَّ مع العُسر یسراً» (اگر آسانی و آرامش میخواهی، باید سختی بکشی و سختی را تحمل کنی...)
- آپدیت: ساعت ۴ صبح ۱۶ تیر ۱۴۰۵، کانال قم، سیل عظیم مردم قم رو تماشا میکنم و مغزم از خوشحالی یا تعجب هنگ کرده!
۱۵ تیر ۱۴۰۵
تا وقتی بین این جمعیت قرار نگیری نمیفهمی عشق به فطرت پاک چیست...

در سادهترین حالت، من قرار دارم که با دهها کار، ساعت ۱۲:۳۰ شب پیاده بروی میدان انقلاب ساوه، ۲ ساعت روی سنگ بنشینی یا ایستاده منتظر بمانی تا ماشینهای واحد قدیمی بیکولر برسند. دو ساعت بعد حرم امام باشی، ۱ ساعت در شدیدترین فشار مترویی که جا نداری پایت را چند درجه بچرخانی، ایستاده، خودت را به میدان امام حسین تهران برسانی که فقط ادای دین کنی و البته که برای خودت نسلسازی کنی...
افرادی در مترو بودند از جنوب کشور!
چه خبر است در این عالم؟
زحمات پدر و مادر
حالا که پدر شدهام میفهمم که فقط برای نهادینه شدن اعتقادات ما در سنین کودکی (ایجاد شاکله) چقدر پدر و مادر (و بهخصوص پدرم) وقت و انرژی گذاشتهاند! (تصور کن، تا سالها تاسوعا و عاشورا ۶ صبح ۵ تا بچه را آماده میکردند و میبردند قم، مراسم عزاداری)
دیشب در شام غریبان امام حسین با اینکه کلی کار داشتم، دو سه ساعت در هیأت نشستم تا محمدسبحان در محیط هیأت قرار بگیرد و مانند کسانی نشود که پدر و مادرشان در خانه و آن هم جلو ماهواره هستند! (تمام تلاشم را در این روزها میکنم که شاکلهاش خوب شود، بقیه زندگیاش بر اساس این شاکله چیده خواهد شد)
دیروز یک دختر و پسر با تیپ شیطانپرستی در شهر دیدم!! تصور کنید پدر و مادر و چند نسل قبل از او چقدر در انحرافات دست و پا زدهاند تا به اینجا رسیده است که فرزندان شیطانپرست تحویل جامعه میدهند...
زلزله ونزوئلا
نمیدونم ربط دادن زلزله ونزوئلا به وطنفروشی مردمش کار درستی هست؟ آیا این یک عذاب برای بهخودآمدن به حساب مییاد؟ یا خیلی اتفاقی برای مردمی که برای مشتی دلار کشورشون رو مستعمره کردن پس از دههها زلزلهای چنین وحشتناک میاد؟
ای کاش علمی در این زمینه میداشتیم...
بزرگترین کمک به فقرا
بهترین کمکی که میتوانید به فقرا کنید این است که یکی از آنها نباشید!
متون معنوی از ما میخواهند که به فقرا کمک کنیم، نه اینکه یکی از آنها باشیم...
نقل از کتاب عالی «راز شاد زیستن» نوشته آندرو متیوس.
از اینجا دانلود کنید و بشنوید تا اگر زمینهاش را داشته باشید، زندگیتان متحول شود.
قرآن و زندگی
وقتی زندگی افراد غیرقرآنی و سردرگمیای که دارن رو بررسی میکنم، تأثیر قرآن در زندگیم مشخص میشه...
انسانِ بدون «سوره زمر» و ۱۱۳ سوره دیگه، میشه انسان بینقشه در تهران!
حکمت وجود احمقها
معتقدم اگر احمقها رو از دنیا بگیری، عاقلها یک روز هم دوام نخواهند آورد!
رمز جنگ نابرابر از حسین آموختیم
چقدر این مصراع که از رادیو معارف شنیدم به دلم نشست:
رمز جنگ نابرابر از حسین آموختیم
